چه خاطراتی از ایران برای شما ثبتشده است که آنها را دوس
✅ چه خاطراتی از ایران برای شما ثبتشده است که آنها را دوست دارید؟
شمیم: خیلیها من و دوستانم را به خانه خودشان دعوت کردند. با غذاها خوشمزه و چایی خوشمزه به ما پذیرایی کردند. واقعاً خاطرات قشنگی بود.
الهه: در اصفهان ساختمانها رنگارنگ و قشنگ بود. مخصوصاً میدان امام، فضایش خاص بود چون قبلاً آنقدر میدان پهنی ندیده بودم. اگر فرصت داشته باشم حتماً بازهم به اصفهان سر میزنم.
مردم ایران مهربان و خون گرمی هستند. هر وقت مشکل داشتم، ایرانیها آمدند و تلاش کردند که به من کمک کنند.
ندا: این دفعه وقتیکه ایران بودم، در خانه دوستم ماندم. خانوادهدوستم واقعاً مهربان بود و هر شب با آنها چای خوردیم و در مورد ایران و کره صحبت کردیم. خیلی خوش گذشت به طوری که نمیخواستم به کره برگردم.
✅ خندهدارترین خاطره شما در ایران چه بوده است؟
شمیم: من و دوستم به برنامه خندوانه رفتیم. آن موقع باید مقنعه میپوشیدم. خودم را در آینه دیدم و خیلی میخندیدم چون خیلی به من نمیآمد!
الهه: (به انگلیسی پاسخ میدهد) وقتی برای اولین بار به خانه دوستم در ایران رفتم. مادرش از من پرسید که چای میخوری؟ من جواب دادم بله یک فنجان؛ اما مادر دوستم بعد از نوشیدن هر فنجان چای دوباره این سؤال را از من میکرد. من هم فکر میکردم اگر بگویم نه؛ پررویی کردم. برای همین هر بار میگفتم بله؛ تا اینکه ۵ فنجان چای خوردم. دوست ایرانی من از من پرسید که آیا خیلی چای دوست داری؟ گفتم چای دوست دارم ولی همان فنجان اول برایم کافی بود؛ اما فکر کردم اگر بگویم نه پررویی کردم. دوست ایرانی من خندید و گفت که این سؤال جزئی از فرهنگ ایرانیهاست.
ندا: «قابلی ندارد». برای خارجی ها فرهنگ تعارف هم سخت و هم جالب است.
✅ اگر بخواهید برای یک کرهای از ایران بگویید. ایران را چطور تعریف میکنید؟
شمیم: من همیشه ایران را به کسانی که ایران را نمیشناسند اینطور تعریف میکنم: غذاهای ایران خیلی خوشمزه است و جاهای دیدنی ایران خیلی قشنگ است، حتماً ببینید.
الهه: خیلی از مردم دنیا تصور میکنند که ایران خطرناک و ناامن هست؛ اما درواقع ایران و کره ازنظر امنیت تفاوت زیادی باهم ندارند.
ندا: 흥 . میخواهم با همین کلمه کرهای از ایران تعریف میکنم. همین کلمه معنی «شادی» و «لذت» دارد. به نظرم ایرانیها همیشه با شادی و نشاط زندگی میکنند. همیشه میخندند آواز میخوانند و بالا و پایین میپرند.
✅ کدام خصوصیات ایرانیها شمارا بسیار متعجب کرده است؟
شمیم: مهربانشان!
الهه: خوردن چای! فکر میکنم ایرانیها بهجای قهوه چای میخورند. قبل از اینکه بیایم ایران، در کره اصلاً چای نخورده بودم. پس اولین باری که در ایران چای امتحان کردم، مزهاش یکم عجیب و تلخ بود؛ اما کمکم عادت کردم و مثل ایرانیها با نبات چای خوردم. مزهاش بهتر بود؛ برای همین هر وقت در کره چای میخورم، یاد ایران برایم زنده می شد.
ندا: ایرانیها خیلی دوست دارند آواز بخوانند و بالا و پایین بپرند! بسیار تعجب کردم که ایرانیها توی خانه خودشان مهمانی میدهند. ایرانیها واقعاً energetic هستند و حسابی میخورند و البته خیلی دیر شام میخورند. قبلاً یک مهمانی رفتم. غذاها زیاد آمادهشده بود و وقتیکه آن غذا را تمام کردم خیلی سیر شدم. دیگر جا نداشتم ولی آن فقط پیشغذا بود! کرهایها معمولاً ساعت ۶-۷ غروب شام میخورند. ولی همان روز من تا ساعت ۱۰ شب غذا خوردم.
✅ بزرگترین تفاوت و بزرگترین شباهتهای فرهنگی بین ایرانیها و کرهایها چیست؟
شمیم: تفاوت: فرهنگ کره (سریع و تند و عجله) فرهنگ ایران (آهسته، لذت بردن)، شباهت: خانواده را دوست داریم،
الهه: تفاوت زیاد نداشتند. شباهت: ارتباطهای خانوادگی. ایرانیها و کرهایها هر دو به خانواده اهمیت میدهند. همچنین پدر و مادرهای کرهای هم مثل پدر و مادرهای ایرانی به تحصیل و درس بچهها خیلی اهمیت میدهند.
ندا: شباهت این است که کرهایها هم به دیگران علاقه دارند. کرهایها هم خیلی مهربان هستند و دوست دارند با خانواده خودشان یا با دوستانشان وقتگذرانی کنند. ولی تفاوت این است که کرهایها دیگر مهماننواز نیستند. زندگی در کره خیلی سخت شده که مردم دیگر نتوانستند مهمانداری کنند. چونکه همیشه کار میکنند وقت برای تفریح هم ندارند.
✅ از چهرههای مشهور ایرانی کدامیک را بیشتر دوست داشتید؟
شمیم: لیلا حاتمی و شهاب حسینی
الهه: ترانه علیدوستی خیلی زیباست!
ندا: عباس کیارستمی. فیلمهایش خیلی آرام و قشنگ است.
#کره
شمیم: خیلیها من و دوستانم را به خانه خودشان دعوت کردند. با غذاها خوشمزه و چایی خوشمزه به ما پذیرایی کردند. واقعاً خاطرات قشنگی بود.
الهه: در اصفهان ساختمانها رنگارنگ و قشنگ بود. مخصوصاً میدان امام، فضایش خاص بود چون قبلاً آنقدر میدان پهنی ندیده بودم. اگر فرصت داشته باشم حتماً بازهم به اصفهان سر میزنم.
مردم ایران مهربان و خون گرمی هستند. هر وقت مشکل داشتم، ایرانیها آمدند و تلاش کردند که به من کمک کنند.
ندا: این دفعه وقتیکه ایران بودم، در خانه دوستم ماندم. خانوادهدوستم واقعاً مهربان بود و هر شب با آنها چای خوردیم و در مورد ایران و کره صحبت کردیم. خیلی خوش گذشت به طوری که نمیخواستم به کره برگردم.
✅ خندهدارترین خاطره شما در ایران چه بوده است؟
شمیم: من و دوستم به برنامه خندوانه رفتیم. آن موقع باید مقنعه میپوشیدم. خودم را در آینه دیدم و خیلی میخندیدم چون خیلی به من نمیآمد!
الهه: (به انگلیسی پاسخ میدهد) وقتی برای اولین بار به خانه دوستم در ایران رفتم. مادرش از من پرسید که چای میخوری؟ من جواب دادم بله یک فنجان؛ اما مادر دوستم بعد از نوشیدن هر فنجان چای دوباره این سؤال را از من میکرد. من هم فکر میکردم اگر بگویم نه؛ پررویی کردم. برای همین هر بار میگفتم بله؛ تا اینکه ۵ فنجان چای خوردم. دوست ایرانی من از من پرسید که آیا خیلی چای دوست داری؟ گفتم چای دوست دارم ولی همان فنجان اول برایم کافی بود؛ اما فکر کردم اگر بگویم نه پررویی کردم. دوست ایرانی من خندید و گفت که این سؤال جزئی از فرهنگ ایرانیهاست.
ندا: «قابلی ندارد». برای خارجی ها فرهنگ تعارف هم سخت و هم جالب است.
✅ اگر بخواهید برای یک کرهای از ایران بگویید. ایران را چطور تعریف میکنید؟
شمیم: من همیشه ایران را به کسانی که ایران را نمیشناسند اینطور تعریف میکنم: غذاهای ایران خیلی خوشمزه است و جاهای دیدنی ایران خیلی قشنگ است، حتماً ببینید.
الهه: خیلی از مردم دنیا تصور میکنند که ایران خطرناک و ناامن هست؛ اما درواقع ایران و کره ازنظر امنیت تفاوت زیادی باهم ندارند.
ندا: 흥 . میخواهم با همین کلمه کرهای از ایران تعریف میکنم. همین کلمه معنی «شادی» و «لذت» دارد. به نظرم ایرانیها همیشه با شادی و نشاط زندگی میکنند. همیشه میخندند آواز میخوانند و بالا و پایین میپرند.
✅ کدام خصوصیات ایرانیها شمارا بسیار متعجب کرده است؟
شمیم: مهربانشان!
الهه: خوردن چای! فکر میکنم ایرانیها بهجای قهوه چای میخورند. قبل از اینکه بیایم ایران، در کره اصلاً چای نخورده بودم. پس اولین باری که در ایران چای امتحان کردم، مزهاش یکم عجیب و تلخ بود؛ اما کمکم عادت کردم و مثل ایرانیها با نبات چای خوردم. مزهاش بهتر بود؛ برای همین هر وقت در کره چای میخورم، یاد ایران برایم زنده می شد.
ندا: ایرانیها خیلی دوست دارند آواز بخوانند و بالا و پایین بپرند! بسیار تعجب کردم که ایرانیها توی خانه خودشان مهمانی میدهند. ایرانیها واقعاً energetic هستند و حسابی میخورند و البته خیلی دیر شام میخورند. قبلاً یک مهمانی رفتم. غذاها زیاد آمادهشده بود و وقتیکه آن غذا را تمام کردم خیلی سیر شدم. دیگر جا نداشتم ولی آن فقط پیشغذا بود! کرهایها معمولاً ساعت ۶-۷ غروب شام میخورند. ولی همان روز من تا ساعت ۱۰ شب غذا خوردم.
✅ بزرگترین تفاوت و بزرگترین شباهتهای فرهنگی بین ایرانیها و کرهایها چیست؟
شمیم: تفاوت: فرهنگ کره (سریع و تند و عجله) فرهنگ ایران (آهسته، لذت بردن)، شباهت: خانواده را دوست داریم،
الهه: تفاوت زیاد نداشتند. شباهت: ارتباطهای خانوادگی. ایرانیها و کرهایها هر دو به خانواده اهمیت میدهند. همچنین پدر و مادرهای کرهای هم مثل پدر و مادرهای ایرانی به تحصیل و درس بچهها خیلی اهمیت میدهند.
ندا: شباهت این است که کرهایها هم به دیگران علاقه دارند. کرهایها هم خیلی مهربان هستند و دوست دارند با خانواده خودشان یا با دوستانشان وقتگذرانی کنند. ولی تفاوت این است که کرهایها دیگر مهماننواز نیستند. زندگی در کره خیلی سخت شده که مردم دیگر نتوانستند مهمانداری کنند. چونکه همیشه کار میکنند وقت برای تفریح هم ندارند.
✅ از چهرههای مشهور ایرانی کدامیک را بیشتر دوست داشتید؟
شمیم: لیلا حاتمی و شهاب حسینی
الهه: ترانه علیدوستی خیلی زیباست!
ندا: عباس کیارستمی. فیلمهایش خیلی آرام و قشنگ است.
#کره
- ۲.۶k
- ۰۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط