{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر پیری نکند عاشق لیلا بشوم

سر پیری نکند عاشق لیلا بشوم

لب دریا بروم غرق به دریا بشوم

بزنن طعنه به ریشم همه ی مردم شهر

پیش مردم همگی یکسره رسوا بشوم

نکند این دل دیوانه خرابم بکند

روز دوم بروم عاشق کبری بشوم

نکند این دل ما باز جوانی بکند

بشود خام و پی عشق ثریا بشوم

می روم تا که در آیینه تماشا بکنم

سر و ریشم بزنم شانه و رعنا بشوم

سرپیری و من و معرکه گیری چه عجب

با دل فتنه ی خود ، دست به دعوا بشوم

عشق پاک است و مقدس به یکی بند شود

آدمی هست هوس همدم (حوا) بشوم

می دهم توبه دلم را که خطایی نکند

کاهن معبد و یا شیخ مصلا بشوم
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻻ ﺍﻣﺸﺐ ﻫﻮﺍﻱ ﺷﺐ ﻧﺸﻴﻨﻲ ﺑﺎ ﻗﻠﻢ ﺩﺍﺭﻡﻫﻮﺍﻱ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺷﻌﺮﻫﺎﻱ ﺗﺎﺯﻩ...

انقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر،دوستت دارمهر بار که...

از شهر عطار آمدی یا قصه های مولوی ؟در بیستون دیدم تو را یا ب...

دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهمدلی دچار تو و سر به راه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط