{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای اش میتوانستم بگوم

ای كاش می‌توانستم بگويم
كه با من چه می‌كنی؛
تو جانی در جانم می‌آفرينی،
تو تنها سببی هستی كه به خاطر آن روزهای بيشتر شب‌های بيشتر و سهم بيشتری از زندگی می‌خواهم، تو به من اطمينان می‌دهی
كه فردايی وجود دارد...

✍🏻 جبران خليل جبران
دیدگاه ها (۱)

زندگی ذرّه‌ے ِڪاهی‌ست، ڪہ ڪوهش ڪردیم!زندگی نامِ نڪوی...

🌸🍃امروز وقتی نگاهم افتادبه آینه‌ی سفره هفت سیننه شکست‌ها، نه...

گاهی نامت را،اعتبار و مقام وتحصیلاتت را کلاً فراموش کن. مانن...

عشق، خوب دیدن است،خوب چشیدن،خوب بوئیدن،خوب زمزمه کردن،و خوب ...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

درست مثل جرقه‌ای تو دلِ شب، تو وارد زندگیم شدی. قبل از تو، ه...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط