ای كاش می‌توانستم بگويم

ای كاش می‌توانستم بگويم
كه با من چه می‌كنی؛
تو جانی در جانم می‌آفرينی،
تو تنها سببی هستی كه به خاطر آن روزهای بيشتر شب‌های بيشتر و سهم بيشتری از زندگی می‌خواهم، تو به من اطمينان می‌دهی
كه فردايی وجود دارد...

✍🏻 جبران خليل جبران
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

پروانه جان

🕊✨خدایا شکرت، برای تمام مسیرهایی که به رویم بستی و من آن روز...

وقتی لب تو خنده زد

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط