{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نیاز شب نشستن ، تو این قفس پوسیدن

تو نیاز شب نشستن ، تو این قفس پوسیدن

تو غبار روزها پرسه زدن

پر شدن از لحظه های بی امیدی

تو میله های بی امیدی اسیر شدن

مثل آسمون پر از ابرهای پاره شدن

ستاره نداشتن ، مثل سراب اصلاً نبودن

مثل آوار روی آرزوها خراب شدن

فردا نداشتن ، بلند شدن و باز افتادن

همسفر همه ی شب شدن

با گریه به جون لحظه ها افتادن

تو سکوت نشستن تا بغض ، تا دق کردن

خسته شدم از این پاره پاره بودن

اگه پنجره ای باز کنم روبه روم دیواره

اگه دیوار و خراب کنم ، دیوار دیگه ای

آیا این دیوارها دنیای ما بود ...
دیدگاه ها (۱۳)

برای عسل

صبح بخیر

برای دختر گلم یه آسمون عشق میارمبرای ناز اون چشاش سخاوت هدیه...

عسلی تولدت مبارک

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.7(از زبون نویسنده: حالا د...

پارت۲۰ قمار یا زندگی

دشمن امن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط