{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. .

. .
خورشید من بتاب بر تمامِ زمستانی که بر دلم نشسته!

گرم کن یخ بستگیِ روزهایِ رنج دیده ام را!

بهاربودن ات را به چشم هایِ بارانی ام نوید ببخش!

خورشیدِ من آسمانِ دلم را آبیِ آبادانی بیاور!

کمی در آغوش بگیر این سرمایِ جاودانِ روزهایِ سخت را!

بتاب و تمام کن تمامِ داستانی که غروب ها بر دلِ این غریب سرازیر میشود!
دیدگاه ها (۲)

زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کندوتراژی است برای کسی که ...

نقاش را گفتم نقشی بکش از زندگیباقلم نقش حبابی بر لب دریا کشی...

تو از کجایِ رویا آمدی؟که رویایی شده روزهایم!

لابلایِ دوستت دارم هایتچیزی شبیهِ خوشبختی به خوابِ زندگی ام...

The Joke That Broke Us

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

p26

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط