{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن لحظه که درد

آن لحظه که درد
نفست را، شمُرد
آن لحظه که عشق
آبرویت را بُرد
آن لحظه ی
ویرانی و پرپر شدنت
وقتی که دلت میان دستانت مُرد
از عشق
غمی به وسعت مرگ بجاست
این درد
غم انگیز ترین درد و بلاست
تا داغ نشوی
درد نمی دانی چیست
تا درد نشوی
عاشق ، نمی دانی کیست...............
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

عاشق که شدیفاصله ها می رویدتنها می شویدرد تو را می جویدپیدا ...

من از تنهائیم شادممن از بی سایه بودن هامن از دلواپسی هایهمان...

سهم من از تو فقطدلواپسی بود و خیالبوی پیراهنت ای عشقرفته تا ...

شب خرداد از سر ثانیه هایش میگذشت من و دل بیداریم و غمی مثل ن...

the ghost pt3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط