{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن لحظه که درد

آن لحظه که درد
نفست را، شمُرد
آن لحظه که عشق
آبرویت را بُرد
آن لحظه ی
ویرانی و پرپر شدنت
وقتی که دلت میان دستانت مُرد
از عشق
غمی به وسعت مرگ بجاست
این درد
غم انگیز ترین درد و بلاست
تا داغ نشوی
درد نمی دانی چیست
تا درد نشوی
عاشق ، نمی دانی کیست...............
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

عاشق که شدیفاصله ها می رویدتنها می شویدرد تو را می جویدپیدا ...

من از تنهائیم شادممن از بی سایه بودن هامن از دلواپسی هایهمان...

سهم من از تو فقطدلواپسی بود و خیالبوی پیراهنت ای عشقرفته تا ...

شب خرداد از سر ثانیه هایش میگذشت من و دل بیداریم و غمی مثل ن...

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

AR-Lp 36

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط