چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم ز

چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد !
چیزی که جلویم را گرفت این تفکر بود که هیچ کس ، مطلقا هیچ کس هز مرگم متاثر نخواهد شد و من در مرگ خییلی تنهاتر از زندگی خواهم بود...
دیدگاه ها (۰)

مافیای من

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "👇👇👇✍️ : دریکو مالفوی از نظ...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

گه دستت زخم بشه ( صدمه ببینی ) چی کار میکنن ؟ چه ری اکشنی دارن ؟

بعد مدت ها پارت ۱۷ فیک: ببخشید من چه کسی هستم 💖💖

Custom bride part : 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط