{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

GHAPTER

GHAPTER:¹
PART:³
[وقتی براش کار میکردی]
اجوما:خب همه ردیف شید تا ارباب بیاد

همه خدمتکارا روبه روی پله های بزرگ عمارت وایساده بودن تا ارباب بیاد
خدمتکارا در گوش هم پچ پچ میکردن بعضی ها هم دلهره داشتن که کشته میشن یا انتخاب بشن
¹مین بعد
همه‌ی خدمتکارا به ردیف جلوی پله ها وایساده بودن بزرگترین در اتاق تو عمارت
باز شد
برعکس تصورات همه که ارباب جئون پیرمردی باشع پسر زیبا و هیکلی از پله ها پایین اومد
همراه دوتا غول سیاه پوش
ارباب جئون دست هاشو پشت کمرش گره زد و دونه دونه خدمتکارا رو نگاه می‌کرد
جنی و چندتا خدمتکارارو انتخاب کرد
ارباب جئون یه نگاه سردی به ات کرد و از کنارش رد شد
جنی با یه نیشخند نگاه ات کرد و پشت سر ارباب جئون حرکت کرد
و جونگکوک رسید به در چندلحظه صبر کرد و برگشت به سمت ات رفت و روبه روش وایساد
کوک:تو دختر ناتنی لی
ات:ب..له ار..باب
کوک:توهم دنبالم بیا
ات:ب..له
و جئون یه علامت به دستیارش داد که یه دفعه_________[شرط]
like:۱۲
دیدگاه ها (۱۲)

تا وقتی که شرط رمان وقتی براس کار میکردی کامل نشه پارت بعد ن...

https://wisgoon.com/kimmimmmفالو شه پیجش عالیه!

پرو تغییر کرد چطوره؟

https://wisgoon.com/nxhkjo6120فالو شه پیجش عالیههه

GHAPTER:¹PART:¹¹که جنی چاقو روی میزو ورداشت و خط عمیقی روی گ...

GHAPTER:¹PART:⁴یه دفعه صدای تیر اندازی اومد و همه‌ی خدمتکارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط