{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

GHAPTER

GHAPTER:¹
PART:⁷

شروع قمار

کوک:ات بشین همینجا
ات:ب..له ارباب[گریه]
مرده:گریه نکن برده من گریه نمیکنه
کوک:بعد از قمار مشخص میشه هوم
[¹⁵مین بعد]

با دست سردش عرق صورتشو پاک کرد مردمک چشماش میلرزید و به لکنت اوفتاد
مرده:ارب...اب ج..ئون غلط...کردم
کوک:نه دیگه میخواستی اول غلطی نکنی که اخرش مث سگ التماس کنی
جونگکوک اصلیشون درآورد و به قلبش شلیک کرد....

ات دوباره خون دید جیغ زد و بیهوش شد

جونگکوک داد زد و گفت
کوک:همه گمشین بیرون

همه رفتن بیرون عمارت

کوک سمت ات رفت
و موهاشو تو دستش گرفت
کوک:کی بهت گفت که نوشیدنی هارو بیاری ها
ات:ارب...ا‌‌...ب ا..جوما گ..فت
کوک:اجوما[عربده]
اجوما:بله پسرم
کوک:چرا نوشیدنی هارو به ات دادی
اجوما:ارباب همه خدمتکارا مشغول یه کاری بودن فقط ات بیکار بود
کوک:اوهوم.........برید گمشید
دیدگاه ها (۲)

GHAPTER:¹PART:⁸کوک ویو اعصابم به شدت خورد بود نه برای اینکه ...

GHAPTER:¹PART:⁹کوک:میگم ات ات:بله اربابکوک:بلدی کراوات ببندی...

GHAPTER:¹PART:⁶پرش به مهمونی کل سالنو صدای مهمونا پر کرده بو...

GHAPTER:¹PART:⁵اجوما:جنی بیا برا ارباب اینارو ببر تا دستاشو ...

GHAPTER:¹PART:¹²که جونگکوک بلند شد و به طرف جنی رفت کوک:چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط