{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا والصدیقین

بسم رب الشهدا والصدیقین

دشمن

اولین عملیاتی بود که شرکت می کردم. بس که گفته بودند ممکن است موقع حرکت به سوی مواضع دشمن، در دل شب عراقی ها بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بکنند، دچار وهم و ترس شده بودم. ساکت و بی صدا در یک ستون طولانی که مثل مار در دشتی صاف می خزید، جلو می رفتیم. جایی نشستیم. یک موقع دیدم که یک نفر کنار دستم نشسته و نفس نفس میزند. کم مانده بود از ترس سکته کنم. فهمیدم که همان عراقی سر پران است. تا دست طرف، رفت بالا، معطل نکردم. با قنداق سلاحم محکم کوبیدم تو پهلویش و فرار را بر قرار ترجیح دادم. لحظاتی بعد عملیات شروع شد. روز بعد در خط بودیم که فرمانده گروهانمان گفت:« دیشب اتفاق عجیبی افتاده، معلوم نیست که کدام شیر پاک خورده ای به پهلوی فرمانده کوبیده که همان اول بسم الله دنده هایش خرد و روانه ی عقب شده.» از ترس صدایش را در نیاوردم که آن« شیر پاک خورده» من بوده ام!

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

لایک و شیر یادتون نره

http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۳)

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

اولين عملياتي بود كه شركت مي‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن است...

تصاویر شهدا در سطح شهر مشهد در نوروز 98 چند روایت از فرمانده...

✍روایتی از مراسم عزاداری شب عاشورا در حسینیه امام خمینی با ح...

عملیات کربلای 4: درگیری خیلی شدید بود تا آن روز جنگ را از ای...

بسم رب الشهدا و الصدیقین شهید محمدعلی شاهمرادی در سال ۱۳۳۸ د...

سردار رشید خراسانی شهید محمد حسن نظر‌نژاد که نزد رزمندگان خر...

طنز جبههشبانه داشتم برای دیدن یکی از فرمانده ها میرفتمتوراه ...

🔰شهید سلیمانی برای دشمنانش خطرناک‌تر از «سردار» سلیمانی است _ ادامه🔰

آذر سال 60 بود. عملیات مطلع الفجـــر به بیشتر اهداف خود دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط