{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از پسِ یک اتفاق؛ خیلی بزرگ می شوی !

یک روز از پسِ یک اتفاق؛ خیلی بزرگ می شوی !
روز اول حالت سنگین می شود
گیج می شوی
هرلحظه گمان می کنی دنیا خراب می شود
وسط سرت
و تمام
روز دوم چشمهایت تب می کند؛ می سوزد
ولی حالت دیگر به سنگینیِ دیروز نیست
روز سوم
امان از روز سوم که وقتی به نیمه می رسد
خودت را برمی داری
می روی گوشه ای
و می باری و می باری و می باری
به حال تمام خوش باوری هایت
به حال تمام رویاهایت
به حال خواستن هایی که خواسته نشد
حرف هایی که گفته نشد
و دلی که دیده نشد
می باری و می باری و می باری
و بعد تمام
از پسِ تمام اشک هایت
بزرگ می شوی
گفته بودم
گاهی اتفاق ها درست می افتد
وسط خوش باوری هایت .
گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ
باورهایِ ساده ی ما می سوزد
که زمین می زند ما را با همان باورها
و بعد کنارمان می ایستد
دستش را دراز می کند
و ما را از دوباره شروع می کند
با یک زخم
که یادمان باشد
گاهی سادگی
درماندگی می آورد!!!
دیدگاه ها (۶)

به قول استاد انتظامی: خوشبختی اون چیزی نیست که کسی از بیرون ...

اﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ "ﻏﯿﺒﺖ" ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎ ﺭ...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

گاهی زندگی مجبورت می کنه کاری رو انجام بدی که دوست نداری ......

تکپارتی از نامجونForgetالبوم خانوادگی در دستات قرار داشت... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط