پارتاخر

پارت۵"اخر"

ب. س. نههه هققق سونااا(اشگ:)

ویو ب. س

تهیونگ پسرم سریع زنگ زد انبولانس و اومد سوناااا هققق رو برد بیمارستان و ماهم با انبولانس با ماشین رفتیم به بیمارستان********


..... توی بیمارستان.....


تهیونگ. هققق دکتررر کمکک خواهم(گریه وداد)

دکتر. باشه باشه باشه اروم باش الان لان(تند تند)


ویو تهیونگ

توی بیمارسرستان هق من و مامان و بابا باگریه و اشک داشتیم باهم کلنجار میرفتم
ولی اون حق داشت خیلی عذاب کشید.
.
.
.
.
.
دکتر. شما همراه خانم کیم سونا هستید

تهیونگ. بله(گریه)

دکتر. خوبببب ولش کنید

..... چند مین بعد.....

تهیونگ

همینجوری نشسته بودیم که یهو صدای دستگاه از اتاق سونا در اومد بعد یک مین
توی همون اتاق سونا یه دختر با پوست مث کج با پارجه ی سفید روی تخت بیرون اومد

تهیونگ. خانم خانم دکتر ایشون کیستن(گریه)

دکتر. امم خانم (کیم سونا)

ویو تهیونگ

نه نه اون امکان نداشتت نههه

..... جمعه ی یک هفته بعد مرگ سونا.....

وی. تهیونگ

خب امروز جمعه بود جمع کردیم و رفتیم سر خاک سونا نه

..... سر خاک سونا.....

تهیونگ.
خوب بخوابی اجی
.
.
.
خیلی عذاب کشیدی
.
.
.
چرا جواب نمیدیی(داد و گریه)
.
.
.
خیلیه خب خوب بخوبی اجی(گریه)
.....
پایان🥀:)))))
خوب بود؟!
دیدگاه ها (۱)

𝙀𝙉𝘿🐾𝘽𝙀𝙂𝙄𝙉𝙉𝙄𝙉𝙂🐾اصکی=گزارش/مسدود#فیک های مختلف♡🌸#درخاستی♡🌸#است...

BTS𝘽𝙀𝙂𝙄𝙉𝙉𝙄𝙉𝙂🐾𝙀𝙉𝘿🐾#فیک های مختلف♡🌸#درخاستی♡🌸#استایل اسم ♡🌸#اس...

پارت ۴ویو تهیونگ نه نه نه هققق نههه اووننننن خو. د کش. ی کرد...

نهههه اخه چرامنم کم خونی دارم هی🥀😓🤧اصکی=گزارش/مسدود#فیک های ...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت آخر‌ویو تهیونگبدو بدو به سمت ان...

پارت ۱۹ فیک دور اما آشنا

پارت ۱۸ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط