{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جدید یونمین

رمان جدید یونمین

جیمین:اوه شت هیت شدم اما چرا بوی نعنا میاد
نامجون:داداش میتونم بیام تو
جیمین:عا یه دقیقه صبر کن
نامجون:اتفاقی افتاده
جیمین:هیت شدم
نامجون:مگه هفته بعد نبود
جیمین:بیا تو
نامجون:بویی حس کردی
جیمین:هوم یه بوی نعنا
نامجون: باید جفتت رو پیدا کنی
جیمین: چطوری
نامجون: من و جین زمانی که بوی راحه هم رو بویدیم گرگامون بی قرار شدن
مثلا من از بوی شیر بدم نیاد اما رایحه جین شیرعسله
جیمین: منم از نعنا بدم میاد
نامجون: موفق باشی
جیمین: ممنون
جیمین ویو
امروز دارم میرم برای بادیگارد شخصی شدن یه مافیا
راه افتادم
رسیدم اونجا و دو نفر منو به اتاق رئیس جدیدم بردن
&رئیس بادیگار شخصی که گفتید
یونگی: باشه شما دوتا میتونید برید
&چشم رئیس
یونگی: مشخصات؟
جیمین: پارک جیمین هستم 28سالمه سابقه بادیگارد بودن هم داشتم
بادیگارد ایدل ها بودم
دیدگاه ها (۰)

کپشن

یونگی: من صبح خیلی زود تر از جیمین بیدار شدم دردم بیشتر بود ...

منو رفیقم

من کاملا تایپ اقای کیم شدددم

شروعی دوباره پارت ۶.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط