یونگی من صبح خیلی زود تر از جیمین بیدار شدم دردم بیشتر ب
یونگی: من صبح خیلی زود تر از جیمین بیدار شدم دردم بیشتر بود
جیمین: ااالفرااااررر
نامجون: بدو بیا اینجا
رفت پشت نامجون قایم شد
یونگی: حیف داداشت اینجاش وگرنه که میدونستم چطوری به فاکت بدم
جیمین: ایم سو سوری «مظلوم»
یونگی: خب باشه بیا بغلم
جیمین: اوکی
یونگی: راستی از کجا فهمیدی
نامجون: میدونستم که میاد اینجا برای کار اما این که جفت همین نه
سول: هووی خر نر اینجا چه خبره
یونگی: به به ابجی گلم
به ته چه وروجک
جونکوک: سلاااام
جیمین: ای ادم..... بی تربیت
جونکوک: عه سول چه خبرا (مثل سگ عاشقشه)
سول: خوبم
جیمین: ما اینجا برگ چغندر
جونکوک: ام نامجون گردن تو یه چیزی اما جیمین
جیمین: به تو چه
جونکوک: نکنه جفت داری
یونگی: اره جفتش منم
جیمین: ااالفرااااررر
نامجون: بدو بیا اینجا
رفت پشت نامجون قایم شد
یونگی: حیف داداشت اینجاش وگرنه که میدونستم چطوری به فاکت بدم
جیمین: ایم سو سوری «مظلوم»
یونگی: خب باشه بیا بغلم
جیمین: اوکی
یونگی: راستی از کجا فهمیدی
نامجون: میدونستم که میاد اینجا برای کار اما این که جفت همین نه
سول: هووی خر نر اینجا چه خبره
یونگی: به به ابجی گلم
به ته چه وروجک
جونکوک: سلاااام
جیمین: ای ادم..... بی تربیت
جونکوک: عه سول چه خبرا (مثل سگ عاشقشه)
سول: خوبم
جیمین: ما اینجا برگ چغندر
جونکوک: ام نامجون گردن تو یه چیزی اما جیمین
جیمین: به تو چه
جونکوک: نکنه جفت داری
یونگی: اره جفتش منم
- ۹۱۷
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط