{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباهش را میبخشیدم...

اشتباهش را میبخشیدم...
قهر که میکرد برای آشتی پیش قدم‌میشدم...
بحث که میکردیم کوتاه میامدم...
یک زمان اما چشم باز کردم و دیدم آنقدر از هم فاصله گرفته ایم که... برای حرف زدنِ با من فریاد میکشد...
نبخشیدم...
پیش قدم نشدم...
کوتاه نیامدم...
فقط بی صدا...
بارو بندیلم را جمع کردم و رفتم...
"آن موقع وقتِ رفتن بود بدونِ هیچ معطلی"
دیدگاه ها (۱)

👌

الهی... ای نفست هم نفس ِ"بی‌ڪَسان"وجز تو کسی نیست کَس ِ"بی‌ڪ...

طفلی بوفون هم دیشب داشته بازیو نگاه میکرده😂 🔫

همش که من نباید بیام سمتتتو یه قدم بردارمن میپرم تو بغلت :)

همخونه اجباری... پارت 75."ویو پارک دوین"ده دقیقه گذشت...بعد....

Part 7 — «دیگه نمی‌تونم انکارش کنم»استودیو تقریباً خالی شده ...

همخونه اجباری... پارت 99."ویو جئون جونگ کوک"چند ثانیه...فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط