پارت پنجاه ونهم رمان مرگ وزندگی
پارت پنجاه ونهم رمان مرگ وزندگی:
دروبازکردنشستوکولشوانداخت صندلی عقب
-به خرخودمون
+سلام بیشعوردلم برات تنگ شدع بودعوضی
-مرسی ابرازاحساسات وظیفت بود
+چع خبر
-دست تبر دست بیل دست...
وبلندبلندخندیدیم
آهنگ جان جانان کع داشت ازظبط پخش میشدوولوم دادم وشیشه هارودادم پایین
بنفشه ادای خواننده رودرمیاوردوبلندبلندمیخندیدیم کع یع صدای اومد بع طرف صدابرگشتم یع پسرخوشتیپ ولی خیلی جلف کع دهنشم یع آدامس بودتویع شورلت زردویع پسرطرف رول کع روچشمش عینک داشت وروبرورونگامیکرد
+باباخز
منم نع گذاشتم نع برداشتم
-توکون عمت سیب زمینی آپز
+چع بی ادب ادبت کجارفتع کوچولو
-رفتع سبزی بخرع بابابزرگ
کع یکهوپسربغل دستیع برگشتوعینکشوازروچشماش برداشت
وخاک عالم توسرم شد
شــــــــت این اینجاچیکارمیکنه آخه من چع گوهی خوردم اون حرفاچی بودکاش لال میشدم
بااینکه هنوچراغ قرمزبودولی گازشوگرفتموردشدم وصدای بوق هابلندشد
-خاک توسرم آبروم رفت این حالاچیکارکنم اگه بع امیرعلی بگع منومیکشه
+این کوروش اینجاچیکارمیکنه اخه مگع نازی نمیگفت رفتع خارج تایع سالی اونجاس
-چع بدونم اخع ازشانس گوه من دیگع
+ول کن باباخودتوناراحت نکن خب کع چی مگع چی گفتی
-چی گفتم😐 😫
+اول اون شروع کردمیخواس چیزی نگه
جلومجتمع خریدی کع همیشع میرفتیم نگه داشتم
+بروپارکینگ
-گوخوردی مگع میخوادچقدطول بکشع بخداسرنیم ساعت برمیگردیم
+اوووونیم ساعت بروبابااصن برگردطرف جورابم میخره انقدره طول نمیکشه
-بع طرف پارکینگش رفتم طرف گوخورده باتو
بالاخره بعدازدوساعت ونیم تونست یع شومیزقرمزباگلای سبزپررنگ ویع شلوارمشکی بایع شال قرمزمتری پیداکنع بخره
منم یع کتونی مشکی باخطای سفیدویع مانتوپاییزی خردلی وشلوارنودپارچه ایی مشکی ویع کم خرت وپرت دیگع خریدم
بادستای پربع طرف ماشین برگشتیم خیلی خسته شدیم وخیلی حال داداصن مگع میشع خریدخوش نگذره مخصوصابابنفشه ومخصوصااینکه خیلی وقته نرفتع بودیم باهم خرید
-خب باحساب توبریم کدوم رستوران
+اونوقت میشع بگیدباحساب خودتون چرانمیرید
-بلع چرانمیشع
یکم مکث کردم
+خب
-خب چی
+چراباحساب خودت نمیری
-اهاچون شمابایدشیرینی بع مابدی
+اهااونوقت مگع توشیرینی ابرازعلاقت بع امیرعلیوبع مادادی
-کوفتت بشع الهی چشتوبگیرع کیک بع اون گندگی چی بودپس
+اون کیک تولدامیرعلی بود
-هرچی شیرینی بودیانع تومثلاخوردی حس شیرین بودن نکردی تودهنت
+باشع باباتودیگع کی گمشوبرورستوران ارکیده
-اوووومایداری حال میکنی
+بلع دیگع چع میشع کردیع رفیق خرداریم دیگع
-هوش بی ادب بع نیمامیگم نگیردتا
خنده ای بلندی کرد
دروبازکردنشستوکولشوانداخت صندلی عقب
-به خرخودمون
+سلام بیشعوردلم برات تنگ شدع بودعوضی
-مرسی ابرازاحساسات وظیفت بود
+چع خبر
-دست تبر دست بیل دست...
وبلندبلندخندیدیم
آهنگ جان جانان کع داشت ازظبط پخش میشدوولوم دادم وشیشه هارودادم پایین
بنفشه ادای خواننده رودرمیاوردوبلندبلندمیخندیدیم کع یع صدای اومد بع طرف صدابرگشتم یع پسرخوشتیپ ولی خیلی جلف کع دهنشم یع آدامس بودتویع شورلت زردویع پسرطرف رول کع روچشمش عینک داشت وروبرورونگامیکرد
+باباخز
منم نع گذاشتم نع برداشتم
-توکون عمت سیب زمینی آپز
+چع بی ادب ادبت کجارفتع کوچولو
-رفتع سبزی بخرع بابابزرگ
کع یکهوپسربغل دستیع برگشتوعینکشوازروچشماش برداشت
وخاک عالم توسرم شد
شــــــــت این اینجاچیکارمیکنه آخه من چع گوهی خوردم اون حرفاچی بودکاش لال میشدم
بااینکه هنوچراغ قرمزبودولی گازشوگرفتموردشدم وصدای بوق هابلندشد
-خاک توسرم آبروم رفت این حالاچیکارکنم اگه بع امیرعلی بگع منومیکشه
+این کوروش اینجاچیکارمیکنه اخه مگع نازی نمیگفت رفتع خارج تایع سالی اونجاس
-چع بدونم اخع ازشانس گوه من دیگع
+ول کن باباخودتوناراحت نکن خب کع چی مگع چی گفتی
-چی گفتم😐 😫
+اول اون شروع کردمیخواس چیزی نگه
جلومجتمع خریدی کع همیشع میرفتیم نگه داشتم
+بروپارکینگ
-گوخوردی مگع میخوادچقدطول بکشع بخداسرنیم ساعت برمیگردیم
+اوووونیم ساعت بروبابااصن برگردطرف جورابم میخره انقدره طول نمیکشه
-بع طرف پارکینگش رفتم طرف گوخورده باتو
بالاخره بعدازدوساعت ونیم تونست یع شومیزقرمزباگلای سبزپررنگ ویع شلوارمشکی بایع شال قرمزمتری پیداکنع بخره
منم یع کتونی مشکی باخطای سفیدویع مانتوپاییزی خردلی وشلوارنودپارچه ایی مشکی ویع کم خرت وپرت دیگع خریدم
بادستای پربع طرف ماشین برگشتیم خیلی خسته شدیم وخیلی حال داداصن مگع میشع خریدخوش نگذره مخصوصابابنفشه ومخصوصااینکه خیلی وقته نرفتع بودیم باهم خرید
-خب باحساب توبریم کدوم رستوران
+اونوقت میشع بگیدباحساب خودتون چرانمیرید
-بلع چرانمیشع
یکم مکث کردم
+خب
-خب چی
+چراباحساب خودت نمیری
-اهاچون شمابایدشیرینی بع مابدی
+اهااونوقت مگع توشیرینی ابرازعلاقت بع امیرعلیوبع مادادی
-کوفتت بشع الهی چشتوبگیرع کیک بع اون گندگی چی بودپس
+اون کیک تولدامیرعلی بود
-هرچی شیرینی بودیانع تومثلاخوردی حس شیرین بودن نکردی تودهنت
+باشع باباتودیگع کی گمشوبرورستوران ارکیده
-اوووومایداری حال میکنی
+بلع دیگع چع میشع کردیع رفیق خرداریم دیگع
-هوش بی ادب بع نیمامیگم نگیردتا
خنده ای بلندی کرد
- ۶.۷k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط