P⁸
P⁸
ویو تهیونگ :
از حمام آمدم دیدم آلین مثل بچه گربه ها خوابیده
نخواستم بیدارش کنم و فقط لباشو بوسیدم که دیدم بیدار شد
ته یونگ : به به پرنسس بیدار شد
آلین : اگه ناراحت شدی به خوابم دوباره
ته یونگ : نه نخواب
آلین : باشه
ته یونگ : با بم بهت خوش گذشت؟
آلین : اره
ته یونگ : خیلی هم عالی حالا باشو برو آما ...
ویو آلین
ته یونگ میخواست چیزی بگه که حرفش با آمدن همون دختره قطع شد دختر با خشم آمد سمتم که موهامو بکشه ولی تهیونگ نذاشت که موهامو بکنه
ته یونگ : چه غلطی میکنی لارا
لارا رو به آلین :همش تقصیر توی هرز..س زندگیم رو از هم پاشوندی
آلین ساکت نموند و پاشد و از موهای دختره گرفتش و گفت
آلین : دلم خواست زندگیت رو از هم بپاشونم (عربده) باید از تو اجازه میگرفتم ج..نده خانم معلوم نیست تا الان زیر چند نفر بودی؟؟
و آلینیه سیلی به لارا زد که لارا افتاد زمین و بعد از موهاش بلندش کرد و از تو اتاق انداختش بیرون
ته یونگ : پشمام این خودت بودی؟
آلین : نه عمم بود
ته یونگ : دیشب تو آب نمک خوابیدی
آلین : نه تو بغل تو خوابیدم
ویو تهیونگ :
از حمام آمدم دیدم آلین مثل بچه گربه ها خوابیده
نخواستم بیدارش کنم و فقط لباشو بوسیدم که دیدم بیدار شد
ته یونگ : به به پرنسس بیدار شد
آلین : اگه ناراحت شدی به خوابم دوباره
ته یونگ : نه نخواب
آلین : باشه
ته یونگ : با بم بهت خوش گذشت؟
آلین : اره
ته یونگ : خیلی هم عالی حالا باشو برو آما ...
ویو آلین
ته یونگ میخواست چیزی بگه که حرفش با آمدن همون دختره قطع شد دختر با خشم آمد سمتم که موهامو بکشه ولی تهیونگ نذاشت که موهامو بکنه
ته یونگ : چه غلطی میکنی لارا
لارا رو به آلین :همش تقصیر توی هرز..س زندگیم رو از هم پاشوندی
آلین ساکت نموند و پاشد و از موهای دختره گرفتش و گفت
آلین : دلم خواست زندگیت رو از هم بپاشونم (عربده) باید از تو اجازه میگرفتم ج..نده خانم معلوم نیست تا الان زیر چند نفر بودی؟؟
و آلینیه سیلی به لارا زد که لارا افتاد زمین و بعد از موهاش بلندش کرد و از تو اتاق انداختش بیرون
ته یونگ : پشمام این خودت بودی؟
آلین : نه عمم بود
ته یونگ : دیشب تو آب نمک خوابیدی
آلین : نه تو بغل تو خوابیدم
- ۱۲۴
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط