P7
P7
ته یونگ : لارا با احترام دارم بهت میگم برو بیرون و منو با زنم تنها بزار
لارا : درحال گریه کردن و جیغ زدن
ویو آلین
ته یونگ بعد از گفتن اون حرفش به نگهبانا گفت لارا رو ببرن
و ته یونگ آمد پیش من
ته یونگ ,: خوبی عشقم
آلین : اره خوبم
ته یونگ : اوکی پس بریم بالا آمده شیم میخوام برای شام ببرمت رستوران
آلین : مرسی
ته یونگ : فقط همین بوسم نمی...
آلین نذاشت تهیونگ حرفش تمام شود و محکم لباشو کوبوند رو لبای ته یونگ
ته یونگ وقتی دید آلین بوسیدش براید استایل بغلش کرد و بردش بالا تو اتاق خودش انتخاتش رو تخت و روش خیمه زد و دوباره شروع کرد به بوسیدنش
بعد از پنج مین جدا شدن
و ته یونگ از رو آلین بلند شد
ته یونگ : بیبی من میرم حمام
آلین : باشه ولی من چیکار کنم حوصلم سر میره
ته یونگ : بیا با سگ جنکوک بازی کن
آلین :چه سگ گوگولی ای
ته یونگ : گوگولی بپا نخورت😏
آلین : 😑 اسمش چیه ؟
ته یونگ : بم
آلین : اسمش هم مثل خودش کیوته
ته یونگ :ای خدا
آلین : داره با سگ کوک بازی میکنه
ته یونگ هم دید آلین سرگرم بم شده رفت حمام
ته یونگ : لارا با احترام دارم بهت میگم برو بیرون و منو با زنم تنها بزار
لارا : درحال گریه کردن و جیغ زدن
ویو آلین
ته یونگ بعد از گفتن اون حرفش به نگهبانا گفت لارا رو ببرن
و ته یونگ آمد پیش من
ته یونگ ,: خوبی عشقم
آلین : اره خوبم
ته یونگ : اوکی پس بریم بالا آمده شیم میخوام برای شام ببرمت رستوران
آلین : مرسی
ته یونگ : فقط همین بوسم نمی...
آلین نذاشت تهیونگ حرفش تمام شود و محکم لباشو کوبوند رو لبای ته یونگ
ته یونگ وقتی دید آلین بوسیدش براید استایل بغلش کرد و بردش بالا تو اتاق خودش انتخاتش رو تخت و روش خیمه زد و دوباره شروع کرد به بوسیدنش
بعد از پنج مین جدا شدن
و ته یونگ از رو آلین بلند شد
ته یونگ : بیبی من میرم حمام
آلین : باشه ولی من چیکار کنم حوصلم سر میره
ته یونگ : بیا با سگ جنکوک بازی کن
آلین :چه سگ گوگولی ای
ته یونگ : گوگولی بپا نخورت😏
آلین : 😑 اسمش چیه ؟
ته یونگ : بم
آلین : اسمش هم مثل خودش کیوته
ته یونگ :ای خدا
آلین : داره با سگ کوک بازی میکنه
ته یونگ هم دید آلین سرگرم بم شده رفت حمام
- ۱۲۵
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط