{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم گفت:

پدرم گفت:
سر سفره دعایی بکنید!

ناگهان داد زدم:
دلبر من را برسان!!!😂

#رمضان
#افطاری
دیدگاه ها (۲)

«أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»استادی می فرمود :...

کسی که ایستاده را"قائـــــــم" میگوییموکسی که دیگری ‌رامی‌ای...

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است....#کریم_اهل_بیت

امام حسن مجتبی علیه السلام جنگ نظامی را با آن دشمنی که قبلا ...

پارت ۲۵یک شب روی بالکن هتل ایستاده بودیم.جونگکوک از پشت سر ب...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط