{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
پائیز با روپوش از راه می رسید.
بزرگ تر که شدم، پسر همسایه بود ؛
سربازی که
اسمم را توی کلاهش نوشته بود.
مادرش می گفت:
گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.
آن وقت ها
دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛
کشیک می دادند...

شاعر: رویا شاه حسین زاده
دیدگاه ها (۲)

❤️فقط یک زن میتواند بفهمدچه آوازهای عاشقانه ای در گلوی استکا...

❤️کجای شهر قدم میزنی؟ میخواهم کاملا اتفاقی ...

از سرزمینی می‌‌آمدکه مردمانشدوستت دارم رابا دوست داشتنی‌ترین...

❤تو می رویبرای رفتن تو راه می شوم !تو پلک می زنی و منبرای چش...

The sun in love

old love 𓏺 part 1از شدت سرمایی که باعث سوزش ساق پاش میشد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط