رفتم رمان بخونم از افسردگی دربام بعد بیشتر افسرده ترم کرد
رفتم رمان بخونم از افسردگی دربام بعد بیشتر افسرده ترم کرد بیا خلاصه بگم یه دختره شب عروسیش سرش ضربه میخوره بهوش میشه حافظه اش پاک میشه یه باند خلافکار میبرنش بعد شوشوش پیداش میکنه فکر میکنه دختره بهش خیانت کرده بعد هرروز اهم اهم بعد دختره خودکشی میکنه
- ۲۰۹
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط