{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گراهام بل عزیز...

گراهام بل عزیز...
تلفنی که زنگ نمی‌خورد نیاز به اختراع نداشت...!
حوصله ات که سر رفته بود ،
"چسب قلب" اختراع میکردی!
می چسباندیم روی ترک های این قلب صاحب مرده...
و غصّه ی زنگ نخوردن تلفنی که اختراعش کردی را نمیخوردیم!!!
ساده بگویم...
گراهام بل عزیز!
حال این روزهای مرا
تو هم مقصری...!
دیدگاه ها (۴)

آنگاه کهچَشم دَر چَشم تُودُوست داشتَنَت رامُرور می کُنَمدلما...

بعضی اوقات کاری از دست رنگها هم بر نمیادرژ قرمز و لاک زرشکیه...

تمـامِ ایـن پاییــز راصرف گردآوری کلمه خواهم کردکه وقتی زمست...

میدانی ترسو بود!دوستم داشت اما هیچ وقت "جرات" نداشت به زبان ...

ترساننده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط