مافیا عاشق
مافیا عاشق
پارت ۲
همه چیزو تعریف میکننه و کوک میگه
کوک: اگه اینجوری باشه که دخترا اذیت میشن و ناراحت
پ. ج: نظرت چیه
کوک: باید چشمامونو ببندیم و بچرخیم و دست یکی رو بگیریم و چشامونو باز میکنیم اون دختر رو انتخاب میکنیم.
پ. ج: باشه
اول کوک میچرخه و دست دختر رو میگیره و چشاشو باز نمیکنه تا دو تا برادرش هم این کارو انجام دادند و چشاشونو باز کردند
کوک. ات
جیون. سونا
جونکیو. لونا
پدر: خب عروس هام یکی یکی معرفی کنید
نویسنده: دخترا و پسرا با هم اشنا شدندو.......
کوک: بابا نمیشه عروسیو امشب بکیریم
پ. ج: هر چی تو بکی(میدونید چرا پ. ج به حرف کوک گوش میده چون ثروتش ماله کوک هست)
پرش به زمان رسیدن به خونه:
ات: سونا لونا دیدین چقدر جذاب هستند
سونا: ات لونا ندیدی که من وقتی خودمو معرفی میکردم با بته بته میگفتم
پرش به زمان تو انبار:
پ. ج: خب دخترم حتما تو سونا هستی خودتو به جیون معرفی میکنی
سونا: ب..... ا... ش.... ه..... م.. ن... س.. و... ن.. ا... ه.. س.. ت.. م(با لکنت)
پرش به زمان حال:
لونا: بچه ها اگه ما ازدواج کنیم پدر و مادر ناراحت نمیشن
ات سونا: اره بیا برین بپرسیم
رفتیم پایین مادر و پدر رو مبل نشسته بودند
ات سونا لونا: مامان بابا
پ. ا.ت م. ا.ت: بله دخترا
ات: ماما بابا اگه ما ازدواج کنیم ناراحت نمیشین
سونا لونا: بله ماما بابا ناراحت نمیشین
ماما: عزیزانم ما فقط میخوایم خوشحال باشین ولی این به اجبار هست متاسفانه
ات سونا لونا: ما اونا رو دوست داریم به اجبار نیست(داد)
پ ات: واقعا
ات سونا لونا:(سری تکون داد به علامت. درست)
پارت ۲
همه چیزو تعریف میکننه و کوک میگه
کوک: اگه اینجوری باشه که دخترا اذیت میشن و ناراحت
پ. ج: نظرت چیه
کوک: باید چشمامونو ببندیم و بچرخیم و دست یکی رو بگیریم و چشامونو باز میکنیم اون دختر رو انتخاب میکنیم.
پ. ج: باشه
اول کوک میچرخه و دست دختر رو میگیره و چشاشو باز نمیکنه تا دو تا برادرش هم این کارو انجام دادند و چشاشونو باز کردند
کوک. ات
جیون. سونا
جونکیو. لونا
پدر: خب عروس هام یکی یکی معرفی کنید
نویسنده: دخترا و پسرا با هم اشنا شدندو.......
کوک: بابا نمیشه عروسیو امشب بکیریم
پ. ج: هر چی تو بکی(میدونید چرا پ. ج به حرف کوک گوش میده چون ثروتش ماله کوک هست)
پرش به زمان رسیدن به خونه:
ات: سونا لونا دیدین چقدر جذاب هستند
سونا: ات لونا ندیدی که من وقتی خودمو معرفی میکردم با بته بته میگفتم
پرش به زمان تو انبار:
پ. ج: خب دخترم حتما تو سونا هستی خودتو به جیون معرفی میکنی
سونا: ب..... ا... ش.... ه..... م.. ن... س.. و... ن.. ا... ه.. س.. ت.. م(با لکنت)
پرش به زمان حال:
لونا: بچه ها اگه ما ازدواج کنیم پدر و مادر ناراحت نمیشن
ات سونا: اره بیا برین بپرسیم
رفتیم پایین مادر و پدر رو مبل نشسته بودند
ات سونا لونا: مامان بابا
پ. ا.ت م. ا.ت: بله دخترا
ات: ماما بابا اگه ما ازدواج کنیم ناراحت نمیشین
سونا لونا: بله ماما بابا ناراحت نمیشین
ماما: عزیزانم ما فقط میخوایم خوشحال باشین ولی این به اجبار هست متاسفانه
ات سونا لونا: ما اونا رو دوست داریم به اجبار نیست(داد)
پ ات: واقعا
ات سونا لونا:(سری تکون داد به علامت. درست)
- ۲.۶k
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط