{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من قدم بزن

با من قدم بزن
در تن یک غزل
بر وزن چشمها چشمها چشمهایت
در کناره ی سپید
که هنوز جریان دارد فروغ
با من قدم بزن
در یک دنیا جای خالی
پر یک اتاق حضور
در خیالی از نفس افتاده
#با_من_قدم_بزن

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱)

هیچ چیز قشنگ تر از این نیستیکی را داشته باشیکه هر روز به او ...

♡روی در روی ونگه بر نگه وچشم به چشم!حرف ما و توچه محتاج زبان...

قهوه قجرییا تریاکیفرقی ندارداعتیاد اور استچشمهایت

‏شوفتک تختصر جمال الدنیا بعینی♥ ️۶

❣خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه...

پارت هجدهم:غیرمنتظره(Rose)آماده بود در همون لحظه چندتا از پر...

پارت دومنفسم توی سینه حبس شده بود. دستم هنوز روی دهنِ هوسوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط