سناریوی شماره
{سناریوی شماره ۱}
|| پارت بیست نهم ||
نام سناریوی:
《دوست دارم 》
از زبان یومی : عجیب چرا هیچ کس نیست ... (توی زهنش داره هرف میزنده)
خب اگه درست یادم باشه همه اونا گروهی همه میکردن اونا چرا باید دونبال من باشن
قدرت من درسته جزو قدرت های سطح بالا ست ولی .... بی خیال باید حواصم به موقعیت باشه آره خب اگه درست یادم باشه اعضای اصلی باند یه مرد روانی که شیگاراکی تومورو باشه و یک نفر که .... آها مارمولک بود و ... و (شوکه شد) و یه شعبده باز
پشت سرش رو نگاه کرد و در صدمی از ثانیه به یه گوی کوچیک تبدیل شد (مثل داخل انیمه )
باکوگو و شتو و کیریشیما متوجه نشدن ... و کمی جلو تر رسیدن به یه سنگ خیلی بزرگ که منفجر نمیشد باکوگو گفت
باکوگو " هی یومی اینو با قدرت بلند کن سریع وقت نیست.... هی مگه با تو نیستم؟ !
کیریشیما با تعجب '' باکوگو یومی نیست
باکوگو '' ها ؟ مگه میشه
از اون طرف کامیناری و مینتا و اراراکا بهشون رسیدن
اراراکا '' عع شما اینجایی هستین !!!
کیریشیما '' آره شما خوبین ... یومی رو ندیدین ؟؟
کامیناری ''' چی نه مگه با شما نبود ولی صبر کن
مینتا '' یااوروزو هم نیست !!!
باکوگو '' این خیلی مسخرس راه بیوفتین احمقا
توی زهن باکوگو '' این احمق کجا قیبش زد زخمی هم بود نکنه چیزیش بهشه ... اصلا چرا من آنقدر نگرانم هااااا ... خب شاید اون نفله پیش اون مومو آره آره
اگه دستم فقط بهت برسه ...
نویسنده :
میدونم زنتون داره از سوالات مختلف منفجر میشه جواب سوالاتتون رو توی پارت های بعدی میگیرید ..
|| پارت بیست نهم ||
نام سناریوی:
《دوست دارم 》
از زبان یومی : عجیب چرا هیچ کس نیست ... (توی زهنش داره هرف میزنده)
خب اگه درست یادم باشه همه اونا گروهی همه میکردن اونا چرا باید دونبال من باشن
قدرت من درسته جزو قدرت های سطح بالا ست ولی .... بی خیال باید حواصم به موقعیت باشه آره خب اگه درست یادم باشه اعضای اصلی باند یه مرد روانی که شیگاراکی تومورو باشه و یک نفر که .... آها مارمولک بود و ... و (شوکه شد) و یه شعبده باز
پشت سرش رو نگاه کرد و در صدمی از ثانیه به یه گوی کوچیک تبدیل شد (مثل داخل انیمه )
باکوگو و شتو و کیریشیما متوجه نشدن ... و کمی جلو تر رسیدن به یه سنگ خیلی بزرگ که منفجر نمیشد باکوگو گفت
باکوگو " هی یومی اینو با قدرت بلند کن سریع وقت نیست.... هی مگه با تو نیستم؟ !
کیریشیما با تعجب '' باکوگو یومی نیست
باکوگو '' ها ؟ مگه میشه
از اون طرف کامیناری و مینتا و اراراکا بهشون رسیدن
اراراکا '' عع شما اینجایی هستین !!!
کیریشیما '' آره شما خوبین ... یومی رو ندیدین ؟؟
کامیناری ''' چی نه مگه با شما نبود ولی صبر کن
مینتا '' یااوروزو هم نیست !!!
باکوگو '' این خیلی مسخرس راه بیوفتین احمقا
توی زهن باکوگو '' این احمق کجا قیبش زد زخمی هم بود نکنه چیزیش بهشه ... اصلا چرا من آنقدر نگرانم هااااا ... خب شاید اون نفله پیش اون مومو آره آره
اگه دستم فقط بهت برسه ...
نویسنده :
میدونم زنتون داره از سوالات مختلف منفجر میشه جواب سوالاتتون رو توی پارت های بعدی میگیرید ..
- ۴.۸k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط