گل من با که نشستی که چنین خار شدی
گل من با که نشستی که چنین خار شدی؟
این چه دردیست بگو از چه گرفتار شدی ؟
باغبان غم زده در گوشه ی گلخانه ی عشق
آه و نفرین که بوده که چنین زار شدی ؟
قاب عکس تو مگر زینت دیوار نبود ؟
قاب عکس چه کسی دیده و دیوار شدی ؟
تو نگاهت همه جا بود زبان زد به شفا
«چشم بیمار که را دیده و بیمار شدی ؟»
توکه خود معدن خوبی و محبت بودی
از چه رو سنگ دل و در پی آزار شدی ؟
آنکه خود صاحب دم بود و مقدس نفسی
«ربنا» خوانده چرا لایق «النار » شدی ؟
مانده ام بعد تو با غصه و غم سنگ صبور
از چه رو با من دلخسته به پیکار شدی ؟
این چه دردیست بگو از چه گرفتار شدی ؟
باغبان غم زده در گوشه ی گلخانه ی عشق
آه و نفرین که بوده که چنین زار شدی ؟
قاب عکس تو مگر زینت دیوار نبود ؟
قاب عکس چه کسی دیده و دیوار شدی ؟
تو نگاهت همه جا بود زبان زد به شفا
«چشم بیمار که را دیده و بیمار شدی ؟»
توکه خود معدن خوبی و محبت بودی
از چه رو سنگ دل و در پی آزار شدی ؟
آنکه خود صاحب دم بود و مقدس نفسی
«ربنا» خوانده چرا لایق «النار » شدی ؟
مانده ام بعد تو با غصه و غم سنگ صبور
از چه رو با من دلخسته به پیکار شدی ؟
- ۸۸۴
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط