{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل من با که نشستی که چنین خار شدی

گل من با که نشستی که چنین خار شدی؟
این چه دردیست بگو از چه گرفتار شدی ؟


باغبان غم زده در گوشه ی گلخانه ی عشق
آه و نفرین که بوده که چنین زار شدی ؟


قاب عکس تو مگر زینت دیوار نبود ؟
قاب عکس چه کسی دیده و دیوار شدی ؟


تو نگاهت همه جا بود زبان زد به شفا
«چشم بیمار که را دیده و بیمار شدی ؟»


توکه خود معدن خوبی و محبت بودی
از چه رو سنگ دل و در پی آزار شدی ؟


آنکه خود صاحب دم بود و مقدس نفسی
«ربنا» خوانده چرا لایق «النار » شدی ؟


مانده ام بعد تو با غصه و غم سنگ صبور
از چه رو با من دلخسته به پیکار شدی ؟
دیدگاه ها (۱)

ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از رویِ نگارینش ...

گرچه بگداختی از آتش حسرت ،دل منلیک من هم به صبوری، دل از آهن...

رسمی نباش پیش من، اینجا اداره نیستقلبم سند به نام تو خورده، ...

سه پارتی( وقتی به آرزوت میرسی و میبوسیش)پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط