{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است

دل که می گیرد تــمام سِحر و جادوها کم است

هر نسیمی با خـــــودش بــوی تو را آورده است

بادهـــا فهمیــده اند اعجاز شـــب بوها کم است

تا تو لب وا مـــی کنی زنبورهـــا کِـــل می کشند

هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است

بیشتــر از من طلب کن عشــــق! من آمـــاده ام

خواهــــش پــــرواز کردن از پرستوها کـــم است

از سمرقـــند و بـــخارا می شود آسان گذشـــت

دیگر این بـــخشش برای خال هندوها کم است

عاشقم...یعــــــنی بـرای وصـــف حال و روز من

هرچه فال خواجـــــه و دیوان خواجوها کم است

من همیــن امـــــروز یا فــــردا به جنگل می زنم

جرأت دیــــوانگی در شــهر ترســـوها کم است!

رضا نیکو کار
دیدگاه ها (۱)

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟ بی پناهم،خسته ام،تنها،ب...

تن تو ظهر تابستون به يادم مياره رنگ چشماي تو بارونو به يادم ...

روشنی ی چشم وُ چراغم توئی سبز ترین قسمت ِ باغم توئی عش...

به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت دلي كه كرده هواي كرشم...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم استدل که می گیرد...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم‌ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می‌گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم استدل که می گیرد تمام سِحر و ج...

زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است دل که می گیر...

زخمها بسیار اما نوشداروهاکم استدل که می گیرد تمام سِحر و جاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط