{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیلی در مقابل سیلی! ؛

سیلی در مقابل سیلی! ؛

یکی از بزرگان قم نقل کرده است :

من مدت دوازده سال از قم به تهران نرفتم تا آنکه یک کار ضروری برایم پیدا شد که ناچار شدم به تهران بروم . در آن ایام رضاشاه قلدر دستور کشف حجاب را داده بود و مأمورین این دستور را با شدت اجرا می کردند .

من در تهران در یکی از خیابانها می رفتم دیدم زنی با چادر می رود تا چشم یکی از افسران به آن زن افتاد با شدت یک سیلی به او زد و چادر را از سرش کشید به طوری که من وحشت زده شدم .

ناگهان دیدم یک کالسکه در همانجا ایستاد و مرحوم سید ابوالقاسم کاشانی از آن پیاده شد و یک سیلی محکم به آن افسر زده و او را به لرزش درآورد باز سوار کالسکه شده رفت آن افسر مانند کسی که استخوانی در گلویش گیر کند دیگر نتوانست کلمه ای حرف بزند.
دیدگاه ها (۲)

سردار سلیمانی در «مثلث مرگ» امشب در تلویزیون ؛ ساعت ۲۳:۳۰ دو...

هیات وزیران تصویب کرد: تمدید مهلت استفاده از سهمیه های بنزین...

تشییع باشکوه شهید جوان حزب الله در شهر «نبطیه» لبنان ؛حزب ال...

حمله به یمن و مخارج تاج گذاری در عربستان ؛حمله به یمن و مخار...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

پارت ۴۱ — چیزی که باقی مانده بودقصر آن شب بیش از همیشه ساکت ...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

p22

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط