{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چسبیده بود به ضریح و فریاد میزد

چسبیده بود به ضریح و فریاد میزد
فریادش بلند و بلند تر میشد
مردها آنسوی ضریح،بلند صلوات میفرستادند
که صدای جیغ و فریاد زن را نشنوند!
اما...
ضلـع دیگـر ضریح، بزرگ و با خط خوش نوشته بود:
"یـا ســــامـع"
این بود کیفیت زیارت آن زن!!
.
◀اللهم عرفنی حجتک▶
دیدگاه ها (۲)

میدانیشاید تفاوت من و توبا دیگر دختران این باشد کهما دنبال ه...

مرد مسیحی گفت:چطور شما مسلمانها انگور میخورید ولی اسلام شراب...

من اصراری ندارمکه چشمهایم با لنز،رنگی باشدهمینکه با چشم نامح...

بانو جاندر شهر "عامل شیمیایی نگاه هرزه" زده اندکه بوی ◀ گیاه...

شرلوک*Sherlock part 34(4)🌀✒️فردا شب، ساعت هشت و نیم. باران م...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁴لورا ویو:لوکیشن جایی همین ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:63(2009،نیویورک) از میان شعله های داغ آتش فریاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط