مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوست
مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت:
وقتی این همه اموال رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم؟
دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت:
وقتی این بیماریها رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم!!!
خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر
الهی!یک ذهن آرام
یک تن سالم
یک خواب شیرین
یک خیال راحت
یک روز قشنگ
یک خبر خوش
یک خوشی از ته دل
نصیب خودم و همه دوستای عزیزم کن... آمین
وقتی این همه اموال رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم؟
دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت:
وقتی این بیماریها رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم!!!
خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر
الهی!یک ذهن آرام
یک تن سالم
یک خواب شیرین
یک خیال راحت
یک روز قشنگ
یک خبر خوش
یک خوشی از ته دل
نصیب خودم و همه دوستای عزیزم کن... آمین
- ۱.۲k
- ۱۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط