black rose p2

با یوری به سمت شرکت راه افتادیم.
یوری ویو:(علامت یوری* علامت آت/)
*وایییی چقدر بزرگهه
/میدونم
*خب چه کنیم؟
/بریم پیش بابام
*بریم

/سلام بابا
ب آ:سلام دخترم .. چه عجب اینورا! عه یوری رو هم که با خودت آوردی! خوش اومدی دخترم.. بفرمااید داخل🥰
ممنون بابا

(دو نفر رد شدن)
* اینا کین؟
ب آ: جناب پارک جیمین و آقای جئون جونگکوک. همکاران جدیدمون هستن...
/بابا اینا رو کی استخدام کردی؟ کارشون چیه؟
ب آ: جناب جئون دستیار من، آقای پارک مدیر داخلی هستن...
*ممم چه مدیر داخلی جذابی(خیلی آروم گفت)
/چیزی گفتی یوری؟
*من؟ نه بابا

پرش به زمان  برگشت تو راه خونه:

/یوری فردا امتحان نداریم که؟
*نه استاد گفت باشه برای هفته ی بعد
/ آها باشه . خیلی خوش گذشت فردا میبینمت. خداحافظ
* خداحافظ....


پرش به فردا توی دانشگاه:

آت ویو: تو راهرو بودم که دیدم تهییونگ داره تلفن حرف میزنه؛
فوضولیم گل کرد و از کنارش آروم رد شدم که بغهمم داره با کی حرف میزنه...
توجهم جلب شد دیدم داره اسم شرکت بابای من رو میاره، دیدم داره میگه : جیمین تو فردا تا چه ساعتی شرکیتی و اگر تا ۶ هستی جونکوکم با خودت بیار...

تعجب کردم😳
فک نمیکردم بشناستشون .
رومو برگردوندم که یهو.....

اسلاید ا لباس آت .
اسلاید ۲ خود آت.

بچه ها لطفا حمتیت کنید
الان دارم یک روز درمیون میزارم ولی اگه حمایتا زیاد بشه هر روز میزارم🥰
🤍🤍🤍❤❤❤
بوس بهتون
دیدگاه ها (۷)

جونگ کوک و ته تو پاریس🖤🤍🎻🤤🤤

bts vaibe🤍🎼

CK Jk

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

رمان جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط