........

........
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
....🍃🌺
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

‌یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت ...

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت ح...

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت ح...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

#حافظ یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خا...

#پويش #ما_پاسدار_زبان_فارسی_هستيم#انديشمندان_جوان_سپنتا#غلط_...

🔶در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنمگر شِکوه‌ای دارم ز دل ...

در پيش بيدردان چرا فرياد بی حاصل کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط