{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق پیانو بود

عاشق پیانو بود
ولی هیچوقت نتونست یادبگیره
میگفت دوست دارم تو واسم بزنی
میزدم
هر روز
یک ساعت تمام
میومد کنارم
سرشو میزاشت رو شونم
تموم که میشد میدیدم خوابش برده
و من عاشق اون لحظه بودم که باید بغلش میکردم و میبردمش رو تخت
همیشه بوی گل میداد
بهش میگفتم خانوم گلی
یه روز گلم پژمرد
چشاش دیگه باز نشد
بعد اون من موندم و پیانو قطره های خونی که نذاشت چشام باز بشه.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
دیدگاه ها (۶)

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هشتمویو تهیونگسه روز از اون شبی...

پارت هفتمشینیچیرو سر سفره شما نشسته بود و سرشو آورد بالا و ب...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

فیک تهیونگ

آوای شب پارت ۱۴موقعیت : ظهرساعت: ۵:۳۶ویو نویسنده ملیندا دربا...

عاشق پیانوبودولی هیچوقت نتونست یادبگیرهمیگفت دوست دارم توواس...

یه روز قشنگ بهاری لب دریا ایستاده بودم. شن های ساحل زیر پاها...

من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط