{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی سبب نیست که چشمان تو بحث انگیزند

بی سبب نیست که چشمان تو بحث انگیزند

شطّ شیرند به دریای عسل می ریزند

قرص ماهند که درمان من مجنونند

آفتابند که آتش به جهان می ریزند

گاه آرام تر از رقص دل آرای نسیم

گاه خون ریزتر از طایفه ی چنگیزند

این همه سرو و صنوبر که قد افراشته اند

به هواداری چشمان تو برمی خیزند

تو بهاری و درختان به تو مدیون امّا

باغ ها بی خبر از فاجعه پاییزند...
دیدگاه ها (۴)

میگویند زندگیت راپایِ یڪ “نفــــر” نگذارڪاش مےدانستند ڪھ تــ...

انگار که منفقط می توانماز دور آدم هارا دوست داشته باشم!مثلاا...

https://telegram.me/del_nebeshreh

تقدیم به شما که بهترینیدممنونیم از دوستای بامرام و بی همتامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط