{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار که من

انگار که من
فقط می توانم
از دور آدم هارا دوست داشته باشم!
مثلا
از دور تورا دوست داشته باشم...
از دور مراقبت باشم...
از دور نگاهت کنم....
از دور......

به دل نگیر!
میبینی که دور خودم دیوار چیده ام، و از هرکسی که بخواهد این مرز را رد کند بیشتر فاصله میگیرم!
من میترسم!
جایی در پس ذهنم، میترسم که پایم را از این دوست داشتن فراتر بگذارم...
انگار رنج نرسیدن را به تلخی جدایی ترجیح داده ام!

با این حال
بگذار هرکسی کار خودش را بکند
تو راهت را بگیر و برو...
من میخواهم از دور
دوستت داشته باشم....
دیدگاه ها (۵)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ¹ | پارتـ ¹🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

مرد بی رحم

Custom bride part : 11

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط