{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم

آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم

گــر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
دیدگاه ها (۱)

با تــــواَم دیگــر ز دردی بیم نیـستهست اگر، جز دَرد خوشبختی...

از شعر و غزل ساغر گلگون زده ام بر لشکر واژه ها شبیخون زده ام...

آیینه ها دچار فراموشی اندو نام تـــــوورد زبان کوچه خاموشیام...

دل سراپرده محبت اوست دیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنی...

بانو لیونا تاریخ سازی کرد با صداش صدای اون انگار صدای خود لی...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...راستش زور منِ خسته به طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط