{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏


جونگکوک:یااا تهیونگ این دیگه چیه دادی، بیشتر بده وگرنه عروس بی عروس.
تهیونگ:اومدیم عروس بگیریم یا پول بدیم.
جونگکوک:هردوش حالا حرف نباشه دست و دل باز باش.
تهیونگ دوباره دستشو تو جیبش کرد و چهار تا دویستی دیگه هم در اورد و گزاشت تو دست جونگکوک.

جونگکوک دستش رو دید و دهنش وا موند و همون لحظه در باز کرد و یونگ هو زنش رو رو به روی خودش دید.

مری و یونگ هو داشتن از زیبایی هم تعریف میکردن و لاس میزدن و تهیونگ به کوک نگاه میکرد اما کوک به پولایی که تو دستش بود نگاه میکرد.

شرط برای پارت بعد
کامنت ۵۰
لایک ۴۰
بازنشر ۲۰

کوک:نويسنده زیاد شرط نزاشتی 😂
تهیونگ:اره درست میگه
نویسنده:به شما چه آخه عزیزانم😡😈😈
دیدگاه ها (۴۳)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏سه روز از اون ماجرا می گذشت و تو این س...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟎جونگکوک که داشت کم کم نفس کم میاورد چن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ اروم چرخید به طرف کوک و یک دستش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑جونگکوک هنوز لینارو دوست داشت پس حس خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط