{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارم

نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارم
به هوای دیدن تو سر هیچکس ندارم

من و فکر بودن تو چه تفکر محالی
دلم از خودم گرفته گله از قفس ندارم

تو که گفته بودی ای جان نفس منی همیشه
دل من زدی ز ریشه به تو دسترس ندارم

هوس وصال یک سو و غم گناه یک سو
چه تفکری کنم من? ره پیش و پس ندارم

گرچه دوری از من اما بخدا عزیز هستی
نفسم ز تو طمع بر دولب ملس ندارم

من اگر ز عشق گفتم نه گناه کردم ای جان
بخدا قسم که با تو هوس هوس ندارم

نفسم خطی برایم بفرست از سر مهر
گل من بجز تو من یاور و دادرس ندارم 
دیدگاه ها (۲)

امشب کنار قلب من، با من غریبی می کنیمن با تو صادق بوده ام ،ع...

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط