سه روز می شد که چشم روی هم نگذاشته بود گوشی بی سیم به ...

سه روز می شد که چشم روی هم نگذاشته بود. گوشی بی سیم به دست، خوابش برد. صدای بی سیم را آوردم پایین ، آرام صحبت می کردم تا کمی هم که شده استراحت کند. اسماعیل صادقی این طور خواست. ده دقیقه ، یک ربع نشده بود، سراسیمه از خواب پرید. رفت بیرون و چند دقیقه ای قدم زد . بعد هم آمد وبا ناراحتی گفت (( چرا گذاشتید بخوابم؟ بچه های مردم توی خط زیر آتیش دشمنن ، اون وقت من این جا راحت گرفتم خوابیدم .)) طوری به خودش نهیب می زد، انگار نه انگار که سه روز است نخوابیده.
شهید #مهدی_زین_الدین
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
دیدگاه ها (۰)

#روزتان_معطر_به_عطر_و_بوی_شهدا #روبیکا #روزتان_پر_خیر_و_برکت...

#یک_دقیقه_منبر #استاد_عالی

#السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان #اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#استاد_عالی #خدایا_شکرت #خوش_گمانی_به_خداوند

📗 عموی بابا عموی بابا که مُرد وسط یک مهمانی خانوادگی داشتیم ...

من و ملاقات با BTSpart «1۰»فردا صبح که چشمامو باز کردم دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط