"غروب خورشید
"غروب خورشید
بر زمین های بی حاصل
و نبض
ایستاده در رگِ کوه
دهان باد آتش می گرفت
بی هیچ حرفی
در جستجوی رد پای رود..
سر مرگ را حوصله می برد
تا انتهای سوسوی ستاره ای سیاه
و شب با تمام وجود عاشق شده بود.."
بر زمین های بی حاصل
و نبض
ایستاده در رگِ کوه
دهان باد آتش می گرفت
بی هیچ حرفی
در جستجوی رد پای رود..
سر مرگ را حوصله می برد
تا انتهای سوسوی ستاره ای سیاه
و شب با تمام وجود عاشق شده بود.."
- ۶۱۲
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط