{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ghost Hunting Club

Ghost Hunting Club

Part 1

صدای زنگ مدرسه در حیاط بزرگ آرلینگتون پیچید.

دانش‌آموزها با عجله وارد ساختمان می‌شدند و هرکس سعی می‌کرد قبل از بسته شدن در کلاس خودش را برساند.

مین بورا دوربینش را محکم در آغوش گرفته بود و از میان جمعیت عبور می‌کرد.

عکاسی تنها چیزی بود که واقعاً دوست داشت.

هر روز از گوشه و کنار مدرسه عکس می‌گرفت؛ از درخت‌های قدیمی حیاط، راهروهای طولانی و حتی گربه‌ای که گاهی پشت ساختمان پیدا می‌شد.

اما امروز حس عجیبی داشت.

انگار چیزی قرار بود اتفاق بیفتد.

— بورا! صبر کن!

بورا برگشت.

برادرش، مین یونگی، با بی‌حوصلگی به سمتش می‌آمد.

— دوباره داری از دیوار و درخت عکس می‌گیری؟

— هنر رو درک نمی‌کنی.

— نه، فقط فکر می‌کنم عجیبی.

بورا زبانش را برایش درآورد و خندید.

در همان لحظه صدای چند نفر از پشت سرشان بلند شد.

— هی جونگکوک! اینجا!

بورا ناخودآگاه برگشت.

پسری با موهای مشکی از میان جمعیت عبور می‌کرد.

کنارش پارک جیمین راه می‌رفت و با صدای بلند چیزی تعریف می‌کرد.

جونگکوک فقط لبخند می‌زد.

بورا نگاهش را سریع دزدید.

— نگاه نکن.

صدای یونگی باعث شد بورا اخم کند.

— چی؟

— معلومه خوشت اومده.

— خفه شو!

یونگی خندید.

---

بعد از پایان کلاس‌ها، بورا طبق عادتش برای گرفتن چند عکس به ساختمان قدیمی مدرسه رفت.

ساختمانی که سال‌ها بود استفاده نمی‌شد.

هیچ‌کس دوست نداشت نزدیکش شود.

شایعه‌های زیادی درباره آن وجود داشت.

بعضی‌ها می‌گفتند شب‌ها صدای گریه می‌آید.

بعضی‌ها هم ادعا می‌کردند سایه‌ای سفید در راهروها دیده‌اند.

بورا به شایعه‌ها اعتقاد نداشت.

دوربینش را بالا آورد و از پنجره قدیمی ساختمان عکس گرفت.

کلیک.

یک عکس دیگر.

کلیک.

و یکی دیگر.

کلیک.

وقتی خواست برگردد، ناگهان سرمای عجیبی روی پوستش نشست.

انگار کسی پشت سرش ایستاده بود.

بورا سریع برگشت.

هیچ‌کس آنجا نبود.

— دارم زیادی فیلم ترسناک می‌بینم...

با خنده زیر لب گفت و راه افتاد.

اما درست همان لحظه...

پنجره طبقه دوم ساختمان قدیمی آرام باز شد.

درحالی‌که هیچ‌کس آنجا نبود.

و جایی در تاریکی...

چیزی به او خیره شده بود.

[ادامه دارد...]
لایک و نظرتون درباره فیک و بازنشر بالا = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
#جونگکوک
#فیکشن
دیدگاه ها (۲)

Ghost Hunting Club Part 2 بورا چند ثانیه به پنجره خیره ماند....

Ghost Hunting Club Part 3 بورا خشکش زده بود. صدای دختر را وا...

https://wisgoon.com/jimin_mynheبانو فالوشه

#Ghost_Hunting_Club#باشگاه_شکار_ارواح#پارت_معرفی اسم : باشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط