{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سرم زده بود از همه چیز بگذرم. ...

به سرم زده بود از همه چیز بگذرم. ...
تمام روزهای گذشته...
و عشقی ...
که در خفا نثارش کرده بودم را فراموش کنم.... یک نگاه به پشت سرم انداختم ...
و فقط او را دیدم....
یک نگاه به جلو انداختم ...
و کسی شبیه او را پیدا نکردم....
دوست داشتم همانجا در نیمه‌های راه بنشینم ...
و به حالِ خودم ...
که بین همه چیز و هیچ چیز مانده، گریه کنم....
«هیچ‌چیز» همین بود...
غم‌انگیز ترین حالت!
در بیان این که نمی‌توانی هم، ناتوان باشی...
و «همه‌چیز» بستگی به او داشت....
اگر می‌ماند من هم بودم...
اگر نمی‌ماند هم باز من بودم....
چون در نیمه‌های راه، روبه «گذشته‌ام» نشستم...
‌‌ #زهرا_بخشعلی‌پور
دیدگاه ها (۵)

🚨 هشدار، در ناحیه‌ای از صورت که با نام "مثلث خطر" شناخته میش...

اگر دل درد دارید به جای چای و نبات، آب جوش و عسل بخورید فقط...

❗ ️هنگام خشم کودک، احساس او را تایید کنید.🔸 "میدونم عصبانی ه...

پیج پرفسور علی کریمی توی اینستا برای مواد غذایی تراریخته

اسم فیک :عشق رویایی پارت :۸ +پلکام انقدر سنگین شده بود که اج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط