{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبی تا انتهای عشق پر خواهم کشید

من شبی تا انتهای عشق پر خواهم کشید
در اتاق روشن احساس سر خواهم کشید

دست بر می دارم از هر چیز غیر از دوستی
پای خود از خانه غمها بدر خواهم کشید

آن شب انگار آسمان در سینه ام جا میشود
جرعه ای از انگبین مهر سر خواهم کشید

شعله شعله شور را در سینه برپا می کنم
آتش این عشق بر هر رهگذر خواهم کشید

می نشینم بین مهر و ماه و ناز و دوستی
شاخه ای ریحان ردیفی گل به سر خواهم کشید

یک قلم در دست در دست دگر هم رنگ سرخ
خطی از مهر تو بر هر بوم و بر خواهم کشید ...
♥♥♥♥
دیدگاه ها (۱)

بعضے وقتها اینقدر دلت از یہ حرف مےشکنہ کہ حتے ناے اعتراضم ند...

تونبودی و به پاهای خدا افتادمدست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم...

لیمو محصول باغ خودمون

وقتی دلم گرفته برام اسمون ریسمون نباف!جوک نگو!فیلسوف نشو!فقط...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دوآزدهـم مشکل ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط