{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رود را تا به ابد تشنه ی مهتاب گذاشت

رود را تا به ابد تشنه ی مهتاب گذاشت
داغِ لب های خودش را به دلِ آب گذاشت...

• سیدحمیدرضا برقعی

#علمدار_نیامد
دیدگاه ها (۱)

‌‌پیکی بفرستید و بگویید‌ که امسالدر نزدِ علی روضه‌ی عبّاس نخ...

درتماشایِ‌توافتاده‌کلاھ‌ازسرِچرخ‌خبرازخویش‌نداری‌چِقَدر رَعن...

‌کَس نیست پرسشی کند از شاهِ کربلاای آفتاب دین، قمری داشتی چه...

#مشـک وقتـــی می‌چــکد تقدیـــر می‌ریزد بِهم#دست وقتی نیست د...

چو لب به خنده گشاید

هم اتاقی قدیمی-پارت-۴«باکوگو گرسنه اش نبود ولی برای وقت گذرا...

که ما زنده ایم به امید زنده ایم به رویا به فردا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط