سناریو
#سناریو
#درخواستی
#چندپارتی
#چانگبین
وقتی از کمپانی میاد و خیلی عصبانیه و با تو دعواش میشه و.....
ویو چانگبین
امروز تو کمپانی سر رپ با جوپ دعوام شد آخه من رپر گروهم چرا باید به جای من هان رپر گروه شه اون بنده خدا خودشم نمیخواد رپ اصلی باشه.....
ویو ا.ت
امروز از خواب که بیدارم شدم چانگبینو ندیده بودم خب عادیه همیشه صبح میره باشگاه بعد از اونم میره کمپانی و تمرین میکنه با اینکه اعضا هر روز نمیرن اون هر روز میره از وقتی ازدواج کردیم یه روزم نشده کنار هم باشیم دیگه خسته شدم امروز میخوام یه کوچولو باهاش درمورد این حرف بزنم
ساعت ۲۰:۰۹
صدای رمز در اومد رفتم دم در و چانگبین اومد تو
سلام ا.ت ( خسته )
-سلام بینی
-خسته ای وایسا کمکت کنم کفشاتو در بیاری
مگه من بچه ی کوچیکم که میخوای کمکم کنی کفش در بیارم گمشو کنار ( داد )
-چرا داد میزنی این کار همیشمه
اوه من فقط حالم خوب نیست میرم بخوابم
-اما من میخوام امشب باهات حرف بزن....
خفه شو گفتم میخوام استراحت کنم ( داد )
- مثل اینکه سنگ خورده تو سرت معلوم نیست چی میگی....
خفه شو ( یه سیلی میزنه بهت )
ا.ت من دیگه از تو خسته شدم ( داد )
-چ....چی ( بغض )
دارم از رفتارا و کارات خسته میشم ! دیگه تورو نمیخوام ( داد )
-ک...کدوم رفتارا ( داد و بغض)
دلم اکسمو میخواد اون خیلی باهام بهتر بود تورو خدا بیا طلاق بگیریم از دستت راحت شم ( داد)
-صداتو ببر مردیکه چجوری دلت میاد منو بزنی
اینجوری ( یه گلدون شیشه ای رو برمیداره و پرت میکنه تو صورت )
ا.ت با اینکه جا خالی میده باز یه تیکه از بالای گلدون به ا.ت میخوره و از لب تا لپش رو پاره میکنه
- این بود دوست داشتنت
- ازت متنفرم
- توی توعه آشغال چی دیدم که باهات ازدواج کردم
-ا.....ا.ت...م...من
-ببر صداتو
-ب....بخشید...م...من
ا.ت بدو بدو میره توی اتاقشو.....
شرایت پارت بعد ۲۰ لایک و ۲۰ کامنت
جذیدا کامنتام کم شده ! کامنت زیاد بزارین لطفا
iris
#درخواستی
#چندپارتی
#چانگبین
وقتی از کمپانی میاد و خیلی عصبانیه و با تو دعواش میشه و.....
ویو چانگبین
امروز تو کمپانی سر رپ با جوپ دعوام شد آخه من رپر گروهم چرا باید به جای من هان رپر گروه شه اون بنده خدا خودشم نمیخواد رپ اصلی باشه.....
ویو ا.ت
امروز از خواب که بیدارم شدم چانگبینو ندیده بودم خب عادیه همیشه صبح میره باشگاه بعد از اونم میره کمپانی و تمرین میکنه با اینکه اعضا هر روز نمیرن اون هر روز میره از وقتی ازدواج کردیم یه روزم نشده کنار هم باشیم دیگه خسته شدم امروز میخوام یه کوچولو باهاش درمورد این حرف بزنم
ساعت ۲۰:۰۹
صدای رمز در اومد رفتم دم در و چانگبین اومد تو
سلام ا.ت ( خسته )
-سلام بینی
-خسته ای وایسا کمکت کنم کفشاتو در بیاری
مگه من بچه ی کوچیکم که میخوای کمکم کنی کفش در بیارم گمشو کنار ( داد )
-چرا داد میزنی این کار همیشمه
اوه من فقط حالم خوب نیست میرم بخوابم
-اما من میخوام امشب باهات حرف بزن....
خفه شو گفتم میخوام استراحت کنم ( داد )
- مثل اینکه سنگ خورده تو سرت معلوم نیست چی میگی....
خفه شو ( یه سیلی میزنه بهت )
ا.ت من دیگه از تو خسته شدم ( داد )
-چ....چی ( بغض )
دارم از رفتارا و کارات خسته میشم ! دیگه تورو نمیخوام ( داد )
-ک...کدوم رفتارا ( داد و بغض)
دلم اکسمو میخواد اون خیلی باهام بهتر بود تورو خدا بیا طلاق بگیریم از دستت راحت شم ( داد)
-صداتو ببر مردیکه چجوری دلت میاد منو بزنی
اینجوری ( یه گلدون شیشه ای رو برمیداره و پرت میکنه تو صورت )
ا.ت با اینکه جا خالی میده باز یه تیکه از بالای گلدون به ا.ت میخوره و از لب تا لپش رو پاره میکنه
- این بود دوست داشتنت
- ازت متنفرم
- توی توعه آشغال چی دیدم که باهات ازدواج کردم
-ا.....ا.ت...م...من
-ببر صداتو
-ب....بخشید...م...من
ا.ت بدو بدو میره توی اتاقشو.....
شرایت پارت بعد ۲۰ لایک و ۲۰ کامنت
جذیدا کامنتام کم شده ! کامنت زیاد بزارین لطفا
iris
- ۱۳.۷k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط