{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روحم هنوز به خانه بر نگشته

روحم هنوز به خانه بر نگشته

برای قدم زدن با تو

هر از گاهی

از خودم

بیرون می‌زنم،

روحم هنوز

به خانه بر نگشته!

کامران رسول زاده
دیدگاه ها (۳)

تو شبیه دیگران نیستیدیگران حرف می‌زنند،راه می‌روندنفس می‌کشن...

عشققصه‌ای بود که مادربزرگشب‌های زمستان برایم می‌بافت:یکی از ...

چشمهای بی تومناین چشمهای بی تو رابه کجای این شهر بدوزم؛کههنو...

بین ماهمه چیز تمام‌شده استغیر از یک چیزکه من هنوز«دوستت دارم...

با هم بشنویم و بخوانیم

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

گاهی با خدا حرف می‌زنم بی‌هیچ واسطه‌ای نه برای طلب کردن فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط