{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق

عشق

قصه‌ای بود که مادربزرگ

شب‌های زمستان برایم می‌بافت:

یکی از رو، دو تا از زیر،...

بالاپوشی که هیچ‌گاه گرمم نکرد!

رضا کاظمی
دیدگاه ها (۵)

اتفاقِ تازه ی منیخدا هم اگر خواست نیفتیبیفت!رضا کاظمی

کاش می‌توانستبه رود بیندازد خودش راماهی کوچکی کهد‌لش دریا بو...

تو شبیه دیگران نیستیدیگران حرف می‌زنند،راه می‌روندنفس می‌کشن...

روحم هنوز به خانه بر نگشتهبرای قدم زدن با توهر از گاهیاز خود...

بیاد مادربزرگ های آسمانی

بچه های گل یک ادیتر حرفه ای می خوام یکی رو بهم معرفی کنید یا...

پارت های جدید رو یکی رو اگه تونستم شب می نویسم و آپلود میکنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط