{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مجــــــــنون گفت روزی عیب جویی

به مجــــــــنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیــــــــــــــــــــلی نکویی
که لیلی گرچه در چشم تو حوری است
به هر جزئی زحسن او قصـــــــــــوری است
ز حرف عیب جو مجــــــــــنون برآشفت
در آن آشــفتگی خنـــــــــــدان شد و گفت
:اگر در دیده ی مجـــــــــــــنون نشینی
به غیر از خوبی لیــــــــــــــــــــلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکویی است

کزو چشـــــمت همین بر زلف و رویی است
تو قد بینی و مجــــــــــــــنون جلوه ناز

تو چشــم و او نگاه نـــــــــــــــــــــاوک انداز
تو مو بینی و مجــــــــــــنون پیچش مو
تو ابـــــــــرو، او اشـــــارت هــای ابـــــــــرو
دل مجــــــنون زشکّر خنده، خون است

تو لــب می بینی و دنــدان که چون اوست
کسی کاو را تو لیـــــــــلی کرده ای نام
نه آن لیــــــــــــلی است کز من برده آرام
اگر می بود لیــــــــــــــــلی بد نمی بود
تــــرا رد کــــــــــــــردن او حـــــــد نمی بود
دیدگاه ها (۴)

به مجــــــــنون گفت روزی عیب جوییکه پیدا کن به از لیـــــــ...

به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیدا کن به از لیلی نکویی که لی...

به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیدا کن به از لیلی نکویی که لی...

به مجــنون گفت روزی عیب جویی ...که پیدا کن به ازلیــــلی نکو...

اگر در دیده مجنون نشینیبه غیر از خوبی لیلی نبینیتو کی دانی ک...

به مجنون گفت روزی عیب جوییکه پیدا کن به از لیلی نکوییکه لیلی...

به مجنون گفت روزی عیب جویی 🌹که پیدا کن به از لیلی...

به مجـــنون گفت روزی عیب جـوییکه پیدا کن به از لیــــلی نکوی...

به مجنون گفت روزی عیب جویی که پیداکن به از لیلی نکوییکه لیلی...

«یه مقاله از خودم راجب»عشق واقعی!!!! فقد کمی طولانیهانسان مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط