{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی

زندگی
آری همان
شیرینی لبخند توست
پشت میز کوچکی
انتهای کافه ی لبهای تو
دیدگاه ها (۱)

من نمیدانمچرا هر کسی را صدا کردمهر کس را دوست داشتمناگهان در...

‌چه کند با غمِ تو ،این دلِ آشفته‌ی من ...؟

با تمام امیدهابا تمام ذراتمبه تو عشق می‌ورزم...

‌تو آمدی ز دور ها و دور هاز سرزمین عطر ها و نور هامرا ببر ام...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۶: شیرینی‌های کوچ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‹ گفته بودم جانِ من ،وابستہ‌ی لبخند توست؟گر ...

کافه ی مورد علاقم کاقه ثمین تو خلیل حسن بگی تو یزد عالیه سوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط