{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از چند ماه

بعد از چند ماه
تو خیابون دیدمش
گفتم خوبی ؟!
راستی جواب نامه هام ،
تلفن ها ، پیام هام ؟!
گفت وقت نداشتم !
سرمو انداختم پایین که برم
پرسید مگه تو هنوز .. ؟!
حرفشو قطع کردمو گفتم
منم مثل تو ، وقت نداشتم
گفت وقتِ چی؟
گفتم وقت برای فراموشیت !
دیدگاه ها (۷)

روحت شاد و یادت گرامیمهرداد اولادی درگذشت فاجعه تلخ در فوت...

مهرداد اولادی درگذشت فاجعه تلخ در فوتبال ایران/ مهرداد اول...

اگر باعث گریه یڪ زن شدید خیلی مراقب باشید،چون خدا اشڪهای او...

زمان چیـز عجیبیست.. میدود.. جلــــو میرود.. و دوست داشتنی تر...

رمان استاد ریاضیات

Part: 17The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط